-
دلاراشرکا _ شاعر زن معاصر ایران _ Delara Shoraka, a contemporary Iranian woman poet
پنجشنبه 30 بهمنماه سال 1399 00:36
آهای مرغان دریا آهای مرغان دریا بخوانید و سر دهید آواز از آرزوهای دل آرا از سپیده دم عشق و خوشبختی دل آرا ( دل آرا شرکاء ) Delara Shoraka, a contemporary Iranian woman poet شاعر زن معاصر ایران دلاراشرکا شعر کودکانه زیبا : مادر بزرگ خوب و مهربونم دوستم داره یه عالمه دست میکشه به روی موهام بوسه میزنه به روی موهام منو...
-
دلاراشرکا _ اشعار ناب _ Delara Shoraka Pure Poems
شنبه 4 بهمنماه سال 1399 23:34
Delara Shoraka Pure Poems من و تو دوستیم و دختر خاله با هم می رویم خانه خاله چه شیرین است چایی گرم ،خانه خاله می خندیم با یکدیگر در خانه خاله چه بی ریاست خانه دل آرای خاله ( دل آرا شرکاء ) دلاراشرکا اشعار ناب بود اوایل پاییز رفتیم به روستایی نزدیک به قصد جمع آوری زباله ها برای پاسداشت محیط زیست در مسیر رودخانه شروع...
-
دلاراشرکا _ اشعار کودکانه _ Delara Shoraka Childish Poems
شنبه 4 بهمنماه سال 1399 23:15
براستی که کودک دل آرا ست همچون نغمه آرزوهاست دوباره جوانه میزند نهال نیک بختی کودک میرسد در روزهای سختی دوباره می شکفد نهال آرزو در میان مشکلات انبوه کودک می رسد از راه و می کند زندگی را پر از عشق دل آرا ( دل آرا شرکاء ) Delara Shoraka Childish Poems گرفت دستان کوچکش را بسویم بود گلبرگی دل آرا در میان آن ها گفت با...
-
دلاراشرکا_ شعر زیبای لباس دلارا
جمعه 18 مهرماه سال 1399 20:52
لباس خوش رنگ و زیبا راستی که به تن چه دل آرا ست در آن رنگ و نقش افسون کننده آن براستی که زندگی دل آرا ست من می چرخم با آن لباس دل آرا و می خندم با دنیای دل آرا ( دل آرا شرکا ) دلارا delara شاعر زن دلاراشرکا یثمشقش nghvh ahuv ck nghvhav;h
-
شاعر دلاراشرکا
یکشنبه 17 آبانماه سال 1394 17:08
delara دلارا delara shoraka سوگند به عشق و به هر آنچه در هستی ست سوگند به نیلوفر آسمانی و به آن شور و شعف رویایی سوگند به آن ماهتاب و روز تنهایی ( دل آرا شرکاء ) ^.^.^.^.^.^ چشمانم گشوده شد در آغوش خانواده ای پر از مهر من پرورده شدم در دامان خانواده ای پر از عشق پر از ایثار و تلاش و مشوق من اکنون میبینم جهانم را دل...
-
اشعار زیبا دلاراشرکا
پنجشنبه 14 آبانماه سال 1394 03:34
delara delara shoraka زمان دندان در آوردن کودک نوزاد ، روزهای سخت و پر دردی برای او می باشد و خانواده نوزاد این درد او را می بینند . در میان گذشتگان ما ، در اکثر نقاط ایران ، به یومن در آوردن دندان نوزاد و راحت شدن او ، از درد آن . جشنی به پا می کردند و با غذای سنتی بسیار خوشمزه و معروف " آش دندونی " مهمان...
-
عاشقانه های دلاراشرکا
دوشنبه 11 آبانماه سال 1394 16:59
delara دلآرا delara shoraka من و تو بودیم در آن دیار من عاشق و تو بی قرار تو به گرمای تابستان تو به عشق زمستان تو به آن ناله شبانه ( دل آرا شرکاء ) ^.^.^.^.^.^ روز بین المللی یادبود والغاء تجارت برده شعر و سروده بسیار زیبا از بانو دل آرا شرکا را تقدیم میکنم . در دستانم بود روزنامه ای نوشته بود در بالای صفحه روز جهانی...
-
دلاراشرکا
دوشنبه 31 فروردینماه سال 1394 15:05
delara دلارا delara shoraka پدری دارم عزیز و مهربان هم دوستش دارم به اندازه جان پدرم با از خودگذشتگی فراوان می کند کار و تلاش فراوان هنگام غروب ، می رسد از راه پدرم با خستگی فراوان درون دستانش هست پر از میوه و چیز های خوب و دل آرا من می دوم شاد و خوشحال به استقبال پدر مهربان پدرم دارد بر لبش لبخندی دل آرا او می کشد...
-
دلاراشرکا _ delara
سهشنبه 28 آبانماه سال 1392 15:05
delara دلارا <br /> delara shoraka یکی بود و یکی نبود زیر گنبد کبود توی یک آپارتمان کوچک کوچولویی بود ناز و قشنگ ولی بود پرخاشگر و زودرنج پدر و مادرش بودند شاغل او تنها بود در عصر حاضر اتاقی داشت پر اسباب بازی از اسپایدرمن و آدم آهنی در دلش او دوست نداشت آنها را او می رفت در عالم مجازی با تبلت و گوشی او می کشت...
-
دلاراشرکا _ delara
سهشنبه 28 آبانماه سال 1392 03:50
دلارا delara <br /> delara shoraka شیره خونین درخت در دشتی افسوس برانگیز بریده دیدم پیکر درختان دل انگیز می کشیدند و می بردند الوارهای آن درختان نگون بخت با قصاوت و نادانی مضاعف شیره ای سرخ رنگ جاری بود از تنه یکی از آنها آن خون سرخ رنگ داشت فریادی بی صدا بی شک هر که برید درختی زیبا او را کشته است در...
-
دلاراشرکا _ اشعار دل آرا
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1390 01:44
delara دل آرا delara shoraka هنگامی که معشوق رخ بگشاید در آن عجب و تعجب آید که آنهمه آشتی از چیست ؟ ( دل آرا شرکاء ) ^.^.^.^.^ می گویند که امروز هست روز جهانی قربانیان خشونت پرسیدم ، زمادر خویش که این روز با نام جهانی اش چیست؟ او گفت : عزیزکم یادت هست که دیروز کتک خورده بود کوکب خانم ، از همسر خود گفتم : بله مادر...
-
دلاراشرکا
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1390 01:44
delara دلارا delara shoraka جلوه ای کرد رخ شیرین چون قندت همی آشفت ، گیسویت هم گفت از آن رخ سیمینت از آن زیبایی بی مثالت از آن نغمه شیرینت از آن تمثیل دلربا یت ( دل آرا شرکاء ) نشسته بودیم گرداگرد تلویزیون که ناگاه پخش شد این خبر از تلویزیون به گزارش خبرنگار ما در ادامه از جلوی دیدگان ما می گذشت تصاویری از یک فاجعه...
-
دلاراشرکا _ delara
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1390 00:42
دلارا _ delara <br /> delara shoraka یک عدد گل سرخ چیدم از برای دل خواهر بردم آنرا و تقدیم کردم به خواهر چه خندان شد چشمان خواهر چون غنچه گل سرخ باز شد لبان خواهر بو کشید عطر دل آرا ی آن گل ، خواهر مرا در آغوش خود کشید آن مهربان خواهر مرا بوسید دوست دوست داشتنی من خواهر هر دو با هم گفتیم دوستت دارم خواهرم ( دل...
-
دلاراشرکا _ دل آرا
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1390 00:41
delara دل آرا delara shoraka تو را در رویا یا حقیقت میبینم تو را در آن جاده بی انتها میبینم آغوش غریب تو را بر لب صحرا می بینم از آن محال دل بریدم و اندیشیدم بالهایم کجاست من بی تو میمیرم ( دل آرا شرکاء ) ^.^.^.^.^ در روزی زیبا که میخواندن گنجشک ها در معبر پیاده ، دیدم جوانکی بر زمین فتاده با چهره ای لاغر و رنگ پریده...
-
دلاراشرکا _ اشعار منتخب و خاص
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1390 00:39
delara دلآرا <br /> دلاراشرکا اشعار منتخب و خاص delara shoraka تو را ناگهان دیدم و پسندیدم آن نگاه زیبایت را آن شور و عشق و مستی را دیدم و پسندیدم ناگهان دل آرای قلبم شدی تو شدی مونس شبهام ( دل آرا شرکاء ) ^.^.^.^.^ مادر مادرم در وصف عشق تو قلم را لغزاندم بر روی کاغذ جوهرش ، رنگش را باخت در مقابل مهر و...
-
دلاراشرکا
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1390 00:38
delara دلار ا delara shoraka آرام و خرامان میرفتم بالا از آن پله ها آن پله های موفقیت و شکوفایی در عصری طلایی می نگرسیتم آن آثار باقی مانده از تخت جمشید در آن طلوع خورشید که با من می گفت می توان بهترین بود دل آرا در هر زمان و جای که هستی ( دل آرا شرکاء ) ^.^.^.^.^ دل زشوق دیدار تو پرگشود هم از آن آشیانه ره بپیمود دل...
-
دلاراشرکا
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1390 00:37
delara دلارا <br /> delara shoraka محو تماشای توأم تویی که در راستای زمانم بنشسته ای خوش گو غم غریبی و غربت از توست ، از آن برکت توست ( دل آرا شرکاء ) ^.^.^.^.^ دوباره دلم عزم سفر کرد به سوی آن شهر و کوهپایه بر لبم لبخند نشسته بود از تصور دیدن آن کوه و جنگل و شهر دوباره در دلم می خواندم نغمه های دل آرا وَه که چه...
-
دلاراشرکا _ دل آرا
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1390 00:35
delara دل آرا delara shoraka خوشا آن دمی که دل از آن یار باشد خوشا آن لحظه موعود خوشا آن لحظه تیر رس و آن چاشنی تاروپود تو در جواب آیی تو در رکاب آیی تو در آن لحظه موعود خوری سوگند جاودانه تو در آن جام مینا بنگری و از هستی خویش بدانی ( دل آرا شرکاء ) ^.^.^.^.^ ایرانم ای وطنم می کشمت به زیبایی می بینمت در شکوفایی در...
-
دلاراشرکا _ شعر عاشقانه
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1390 00:32
delara دلآرا دلاراشرکا شعر عاشقانه delara shoraka هم جاریست بر لبم آن نغمه های شیرین تو در آن چکاوک دل کند آواز رخ سیمین توست در دلم پیدا نازنینم امروز عشق تو جاری شد در نغمه های شیرین دل آرا ( دل آرا شرکاء ) ^.^.^.^.^ آرام گشودم دو پلک لرزان ام را می زد دوباره نبض ضربان زندگی چرخید نگاه پراز شوق ام و خیره ماند بر روی...
-
دلاراشرکا _ شاعر معاصر زن ایرانی
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1390 00:28
گشودم پنجره را به سمت زیبایی دل دوختم نگاه م را به پگاه صبح و لبخند زدم دل آرا به نسیم دلنشین صبح ( دل آرا شرکاء ) دیدم از دور آن همسایه مهربان شوقی از درون فرا گرفت مرا دادم سلامی زیبا بر آن همسایه دل آرا بود وجود او گرما بخش در همسایگی ما آرام بود و با فرهنگ و با گذشت بسیار همیشه باشی سلامت و پایدار ای همسایه با...
-
دلاراشرکا _ بانو شاعر عصر حال حاضر ایران
شنبه 8 فروردینماه سال 1388 00:33
روزی از روزهای زیبای بهار عزم سفر کردیم به سوی جنگل های شمال خوشحال بودیم و خندان رفتیم به سوی جنگل گلستان داشتم خاطراتی مبهم و دل آرا از آن جنگل های زیبا آخر می گذشت سال ها از آخرین سفرم به ان جنگل ها رفتیم و رفتیم ساعت ها و بیشتر و بیشتر شد درخت ها تا که دیدیم خود را در جنگل رویا هوای تازه و دل آرا پیچیده بود همه جا...
-
دلاراشرکا _ دلنوشته
سهشنبه 24 مهرماه سال 1386 08:12
هر گاه گذر می کردم از پارک کنار خانه می دیدم در آنجا نشسته فامیلی دور روزی کنجکاوانه پرسیدم از او که چه شده که همیشه هست در آن جا او گفت با آهی جان سوز که دارد همسایه ای بد و جهان سوز که او را کرده دربه در از کاشانه خویش او می گفت از آن همسایه با دلی ریش که میریختند زباله در راه پله و اطراف خانه یا که می کوبیدند درها...
-
دلاراشرکا _ عاشقانه ها
پنجشنبه 5 مهرماه سال 1386 17:52
دلاراشرکا عاشقانه ها قدم می زدم در باغی سرسبز و دل آرا که صدایی آهنگین فرا خواند مرا با هر گام به سوی آن صدا شوقی فرا می گرفت بدنم را تصور دیدن آن نهر زلال و زیبا مرا به تکاپو می انداخت هزار بار صدا واضح و واضح تر شد تا که رسیدم نفس زنان در بالای آن منقلب شدم و نگران چهره اش بود گرفته و درمیان آن بود پر از بطری و...
-
دلاراشرکا _ شاعر شعر نو ایران
چهارشنبه 7 شهریورماه سال 1386 01:51
دلاراشرکا شاعر شعر نو ایران بود همهمه ای پر قیل و قال از برای گرفتن عکسی به یادگار در برابر آن پرده پر افسون و غوغا ثبت کردم من نیز عکسی دل آرا برای خاطرات فردا ( دل آرا شرکاء ) می روند خاطرات در رودخانه اذهان چه دل آرا و چه غم انگیز دستی بیانداز و بگیر آن شاخه زیبای محبت در لحظه کنون که تو را بیرون کشد از آن سکون (...
-
دلاراشرکا
سهشنبه 6 شهریورماه سال 1386 19:45
در آن دوردست ها دیدم تو را تمنا کرد دلم تنها تو را هر چند که دیدم خشکیده آن علف زار سرسبز محبت میان من و تو باز می خواستم و می خواستمت دل آرا در آن گوشه قلبم تو را ( دل آرا شرکاء ) با آن عینک طلایی رویا بود جهان کودکی ام زیبا و دل آرا در جهانم نبود آشفتگی و ظلم همه را می دیدم در تفاهم و صلح ( دل آرا شرکاء ) نشسته بودم...
-
دلاراشرکا _ دلنوشته عاشقانه
شنبه 3 شهریورماه سال 1386 02:45
دلاراشرکا دلم خانه ای ست دل آرا با خورشیدی زیبا تنورش هست پر از هیزم معرفت و گرمایش هست از عشق و صداقت ( دل آرا شرکاء ) با نگاهی دلبرانه خواندم تو را عاشقانه آه که تو چه دل آرایی آه که تو چه رعنایی آه که تو همندیم دل آرایی ( دل آرا شرکاء ) دلنوشته عاشقانه دلارا شرکا ahuv auv ;,jhi nghvhav;h ngk,aji uharhki
-
دلاراشرکا _ متن عاشقانه
شنبه 3 شهریورماه سال 1386 02:43
دلاراشرکا متن عاشقانه متن شعر عاشقانه می گذشتند خاطرات دل آرا چون صفحه فیلمی بر روی پرده سینما تمام آن لحظات تلخ و شیرین تنهایی و هیجان یأس و شوق سرد و گرم سکوت و فریاد پخش می شد در آن لحظه سکوت من آبی ام من لبریزم از شعر و سروده دل آرا ( دل آرا شرکاء ) می گذرد زمان و دقایق می رود در رودی همچون قایق دریاب لحظات کنون...
-
دلاراشرکا _ نوشته عاشقانه
پنجشنبه 1 شهریورماه سال 1386 22:31
در آن شب زیبا تو بودی گرم و دل آرا واژه عشق بود بر لبانت اسم مرا داشتی بر زبانت در آن نگاه دلبرانه لبخند می زدی مستانه هم مات تو شد دلم آن هنگام که دادی قول جاودانه ( دل آرا شرکاء ) در آن ساعت های عاشقانه نگاه میکردم به تودلبرانه آمیخته بود تپش های قلب من با تیک تاک ساعت دست تو میزد ضربان قلب من با نبض دست تو می گفت...
-
دلاراشرکا _ شعر بسیار زیبای کودکانه
پنجشنبه 1 شهریورماه سال 1386 12:29
بو کشیدم سیب تازه ای ، بو کشیدم آن شمیم و عطر دل آرا ی تازه ، و گوش سپردم به آن نغمه های دل آرای باران باز مرا برد به آن ساعت های روشن دیدار تو باز سرمست شدم به آن لحظه های دیدار و به آن گرما و عطر دل آرا ی تن تو که مرا برد به عالم رویا ( دل آرا شرکاء ) شعر کودکانه ساعت از اشعار بانو دلارا شرکا تیک تاک تیک تایک تیک...
-
دلاراشرکا _ شعر عاشقانه کوتاه
چهارشنبه 31 مردادماه سال 1386 14:39
اشعار زیبا دلارا شرکا می رفت از پی او چشمان نگران دل برادر می زد از برای او قلب مهربان برادر می شنید سخنان پر درد او گوش دل برادر در سختی ها بود امداد رسان و دل آرا ، دل برادر هم می دوید در طوفان حوادث مهربان دل برادر هم می گریست از ظلم های شده بر او مهربان دل برادر واژه ایثار و حمایت و مهر برابر شد با برادر برادر...